-
سپیده جان کجایی؟
یکشنبه 22 خردادماه سال 1390 08:34
سپیده جان کجایی؟ روزگاریست که در خلوت خود بیتابم در یاد تو ای همدم جان مینالم ای سپیده عزیز! چرا مرا تنها گذاشتی و رفتی؟ من به تو محتاجم تو به من بی توجه! میترسم از روزی که بری اون دور دورا و حسرت این روزها رو بخورم که چرا با اینکه اینقدر از نظر فیزیکی به من نزدیک بودی، در بدست آوردن دلت کوتاهی کردم و اون موقع دیگه...
-
تولدی بی تو
یکشنبه 5 دیماه سال 1389 16:00
تولدی بی تو به یاد روزگارانی نه چندان دور که تولدت رابا هم جشن می گرفتیم، من دیروز کیکی گرفتم که روی آن عدد 29 نقش بسته بود و به انتظارت آنقدر نشستم که شمع ها آب شدند و تو نیامدی!!!! محصول خامه و پارافین را در کنار جوی خیابان رها کردم تا هر رهگذری که از آنجا عبور می کند، دیوانگی مرا دریابد، هرچند تو هنوز هم نفهمیدی...
-
تولد معشوق
شنبه 4 دیماه سال 1389 12:04
تولد معشوق امروز زاد روز توست ! چهارمین روز از فصل زمستان یادآور تولد دلدار من است. دلداری که دلش با من نیست! چه شیرین بود جشن گرفتن تولد دوباره عشق، در روز تولد معشوق اما حیف .... حیف که دلدار را در تن دلی برای من نیست که چون گذشته در تب من بسوزد و ضربانش را با ضربان قلب من تنظیم نماید. . . . .
-
با دلم چه کردی؟
سهشنبه 16 آذرماه سال 1389 13:15
با دلم چه کردی؟ چه کردی با دلم ای یار رعنا در این عالم شدم تنهای تنها در این ماتم سرا کُشتی علی را نبودی با دلم هرگز هم آوا
-
تو مرا یاد کنی یا نکنی، من به یادت هستم
دوشنبه 19 مهرماه سال 1389 08:37
تو مرا یاد کنی یا نکنی، من به یادت هستم روزها در پس روزها می گذرند، من هر روز تو را یاد می کنم و خاطرات روزهای با هم بودن را از ذهنم عبور می دهم. تو بی من خوشی و من بی تو ناخوش ! تو از من غافلی و من در غم فراقت عاجز ! ای تنهاترین همدم روزهای آفتابی، بتاب .... بر من بتاب تا دوباره از درخشش نور وجودت حیات بگیرم و به...
-
آخه دل من
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1389 22:14
آخه دل من توی آینه خودتو ببین چه زود به زود تویه جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه نذار که تو اوج جوونی غبارغم بشینه رو دلت یهو پیر و زمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد خودش می گفت یک روزی میذاره میره خودش میگفت یک روز خاطره هاتو می بره از یاد آخه دل من دل ساده ی من تا کی...
-
چه ساده گذشتی!
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1389 21:27
چه ساده گذشتی! هیچ وقت در یاورم نمی گنجید که به این سادگی از من گذر کنی ! کسی که می گفت حتی پس از ازدواج هم مرا فراموش نمی کند، چگونه به راحتی پا بر روی همه دوستی ها، خاطرات، محبت ها، صمیمیت ها، دل بستگی ها و قول و قرار ها گذاشت !؟ مهرت از دلم لحظه ای دور نمی شود . . . در غربت تنهائیم یاد کن مرا ... یادبود از من در...
-
ای کاش بار دیگر می آمدی
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1389 22:22
ای کاش بار دیگر می آمدی بی تو نفس کشیدن، سخت ترین لحظات را برای من رقم زده است. تو را در تمامی لحظات و در تنهایی هایم مدام یاد می کنم، ای کاش یک بار دیگر چون گذشته می دیدمت و با تو و وجود نازنینت وداع می کردم. آخرین باری که تو را دیدم، نمی دانستم که چه در سر داری و خبر نداشتم که این آخرین باری است که تو را می بینم تا...
-
من بی تو یه ناتمومم
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1389 22:19
من بی تو یه ناتمومم من بی تو یه ناتمومم من بی تو رو به جنونم دور از تو نذار بمونم من بی تو...نه نمیتونم ******* ای عشق راه دور من شکسته دل مغرور من حادثه رفتن تو بود مهم نبود غرور من ******* مهم نبود شکستنم به پای تو نشستنم مهم تو بودی عشق من نه قصه دل بستنم یادش بخیر ! چقدر از این شعر خاطره داشتیم .... من هر روز این...
-
یاد کن مرا
پنجشنبه 4 شهریورماه سال 1389 11:41
یاد کن مرا این روزها که می گذرد، سختی ایام و غم فراق بر من فائق آمده و یادت شامگاهان تا بامدادان مرا خاطر مملو از غم و ماتم ناشی از دوری و فراق می نماید. بیاد روزگار نه چندان دور و با خاطره ای نیک از ساعات با هم بودن، یاد کن مرا !!! مرا دریاب دریاب مرا، ای تنها خاطره خوش و ای یگانه نوید بخش شادی یاد کن مرا
-
روزهای سخت
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 13:00
روزهای سخت زبان شعر زیباست اما بیان مسائل به زبان شعر سختی های خاص خود را دارد. این بار می خواهم ساده بگویم و ساده بنویسم! روزگار بی تو سخت و طاقت فرساست و یاد و خاطرت یک لحظه از من دور نمی شود. خاطرات گذشته مرا یاد می آید.... غم دوری و عدم دستیابی به تو از یک سو و ناتوانی از تکرار خاطرات از سوی دیگر، مرا سخت آزرده...
-
بیخیال
پنجشنبه 21 مردادماه سال 1389 11:47
بیخیال من این طرف تر از زمین تو رو صدا صدا کنم تو بیخیال من شدی چه با هدف چه بی هدف! تو از سرم نمی روی من از برای تو تهی مرا ببین چه حالیم؟ تو غافل از من و منی
-
خودخواهی
پنجشنبه 21 مردادماه سال 1389 11:41
خودخواهی تو یه خودخواهِ لجوج من یه دیوانۀ مست تو و سنگینی یک عشق بزرگ من و دلتنگی و تنهایی و درد و چه بی علت و بی چون و چرا عاقبتِ کار من و دل شد؛ تنهایی
-
جدایی
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1389 08:13
جدایی راه من از تو جدا شد! من به دنبال پیوستن و تو خواهان جدایی توی این جدال افکار تب تو بر غم من حاکم شد و چه ناغافل و سخت؛ راه من از تو جدا شد!
-
معرفت
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1389 07:45
معرفت معرفت در گرانیست، به هر کس ندهندش پر طاووس چه زیباست به کرکس ندهندش
-
بازگشت
چهارشنبه 13 مردادماه سال 1389 12:37
بازگشت چه خوش باشد که بعد از انتظاری به امیدی رسد امیدواری . . . چه شیرین است لحظه بازگشت و چه لذت بخش است هم آغوشی مجدد لحظه هایم فقط با تو طراوت دارد و نفسم تنها با تو خوشبو می شود
-
وای از غم جدایی
دوشنبه 11 مردادماه سال 1389 10:11
وای از غم جدایی سخت ترین لحظه در زندگی وقتی است که می خواهی و نمی خواهد، بی تابی و نمی تابد، بیقراری و نمی آید ! ای کاش می دانستی که چه می گویم ! ای کاش لحظه ها قابل بازگشت بود ! . . . . . و در نهایت ای کاش درک مسائل نزد همه افراد یکسان بود !
-
رفتی
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 07:50
رفتی وقتی که بودی دل من زنده بود هنوز وقتی که رفتی دل من مرده بیش نبود شنبه 26/04/89 ساعت 2:20
-
شکست
یکشنبه 27 تیرماه سال 1389 07:44
شکست شکستم در فراقت ای سپیده دلم مانند تو هرگز ندیده شنبه 26/04/89 ساعت 2:15
-
سرگذشت
شنبه 26 تیرماه سال 1389 13:27
سرگذشت من گله دارم ز چنین سرگذشت بار دگر دل کمرم را شکست شنبه 26/04/89 ساعت 11:30
-
تنها
شنبه 26 تیرماه سال 1389 12:46
تنها ای خدا در زندگی تنها شدم شاد بودم معدن غمها شدم یاد یاری در سرم می پرورم کو نمی آید از این پس در برم روزگاری در غم تنهائیم دستگیرم شد،نمودش یارییم برسرای هستیم چون آفتاب بر شب ظلمانیم چون ماهتاب گرم تابید و حیاتم تازه کرد همدمم شد او درآن شبهای سرد لکن او امروز با گفتار خویش کرد افکارم سراسر ریش ریش ای خدا باری...