تولدی بی تو
به یاد روزگارانی نه چندان دور که تولدت رابا هم جشن می گرفتیم، من دیروز کیکی گرفتم که روی آن عدد 29 نقش بسته بود و به انتظارت آنقدر نشستم که شمع ها آب شدند و تو نیامدی!!!!
محصول خامه و پارافین را در کنار جوی خیابان رها کردم تا هر رهگذری که از آنجا عبور می کند، دیوانگی مرا دریابد، هرچند تو هنوز هم نفهمیدی !!!!؟؟
من بی تو یه ناتمومم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو ته نمی تونم
تولد معشوق
امروز زاد روز توست !
چهارمین روز از فصل زمستان یادآور تولد دلدار من است.
دلداری که دلش با من نیست!
چه شیرین بود جشن گرفتن تولد دوباره عشق، در روز تولد معشوق
اما حیف ....
حیف که دلدار را در تن دلی برای من نیست که چون گذشته در تب من بسوزد و ضربانش را با ضربان قلب من تنظیم نماید. . . . .