تولدی بی تو
به یاد روزگارانی نه چندان دور که تولدت رابا هم جشن می گرفتیم، من دیروز کیکی گرفتم که روی آن عدد 29 نقش بسته بود و به انتظارت آنقدر نشستم که شمع ها آب شدند و تو نیامدی!!!!
محصول خامه و پارافین را در کنار جوی خیابان رها کردم تا هر رهگذری که از آنجا عبور می کند، دیوانگی مرا دریابد، هرچند تو هنوز هم نفهمیدی !!!!؟؟
من بی تو یه ناتمومم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو ته نمی تونم